سلام
خوبین؟
منم خوبم ممنونم
امروز نمیدونم چی به چیه
اولش که شب اصلا نخوابیدم و تا صبح موقع مدرسه بیدار بودم
بعدشم تو مدرسه همه هشت ساعتو داشتم برنامه مینوشتم
بعدشم اومدم خونه دیدم
بـــــــــــــــــــــــــــــه بـــــــــــــــــــــــــــــه
مامان خانوم همه اسباب بازیای منو
چه از دوره بچگی چه الان ریخته بیرون
کوثر خانومم قربونش برم مشغوله
(کوثر خواهر زاده بنده)
اول یکم جوش اووردم
ولی اعصاب خودمو کنترل کردم
نشستم خاطراتمو مرور کردم
چه روزایی داشتیم بچگیامون
واااای
نبودی عروسکامو ببینید
اینقد ناز بودن
وقتی بچه بودیم چقد ساده زندگی میکردیم
فک میکردیم همه دنیا همینه
ولی هی بزرگ میشیم هی پر مشغله تر
هی بزرگتر هی پر مشغله تر
(برگرفته از سخنان دبیر برنامه نویسیمون خانم فریدونی)
خلاصه اینکه فک نمیکردیم زندگی این باشه
هیچی دیگه بعدشم خوابیدم
تا الان که اومدم آپ کنم
بعدشم میرم برا امتحان درس بخونم
فیلا همین دوست جونا
تا بعد
بوس بوس
بای بای
چه روز هیجان انگیزی